سایت سرگرمی

سایت سرگرمی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۹۸

آقایان از این سوالات فراری‌اند

  • آپدیت
  • دسته بندی : روانشناسی نویسنده : admin تاریخ : یکشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۷

آقایان از این سوالات فراری‌اند

حتما برای شما هم پیش آمده که از شریک زندگی تان سوالی پرسیده باشید اما او تمایلی به جواب دادن نداشته باشد.

آقایان از این سوالات فراری‌اند

این موضوع نباید شما را نگران کند زیرا این رفتار در آقایان طبیعی است. شاید سوالی که در ذهن شما مطرح شده، ساده باشد اما طرف مقابل تان گاهی آن را بزرگ می کند و از جواب دادن به آن می هراسد. اما همه اینها بدین معنی نیست که شما باید دور ابهامات ذهنی تان را خط بکشید، بلکه باید به دنبال راه دیگری برای بیان آن باشید.

آیا ما منحصر بفرد نیستیم؟

خاص بودن موضوع مهمی در رابطه عاطفی است اما خانم ها و آقایان هر کدام به گونه ای متفاوت در مورد آن می اندیشند. به عنوان مثال خانم ها مدام به ازدواج و تشکیل خانواده فکر می کنند در حالی که آقایان استقلال و قوی بودن را در اولویت زندگی شان قرار می دهند. به همین دلیل سوالی مانند این که «آیا رابطه ما منحصر بفرد است؟» می تواند ترس را به دل آقایان راه دهد زیرا آنها دقیقا نمی دانند که منظور شما از منحصر فرد بودن چیست.
روان شناسان معتقدند که آنچه سوال می پرسید مهم نیست، بلکه چگونگی پرسیدن آن اهمیت دارد. به همین دلیل بهتر است که سوال خود را به گونه دیگری مطرح کنید یا مکالمه را اینگونه آغاز کنید: «من دوست دارم که زمان بیشتری را با هم بگذرانیم» یا «صحبت کردن با تو فوق العاده است» یا حتی «تو آنقدر خوبی که من به هیچ کس دیگری فکر نمی کنم»… با این جملات طرف مقابل تان حس امنیت بیشتری می کند و می داند که دقیقا منظور شما از بیان چنین جملاتی چیست.

درآمدت چقدر است؟

این سوال به شدت حساسیت برانگیز است به این دلیل که طرف مقابل تان فکر می کند مسائل مالی برای شما اهمیت زیادی، حتی بیشتر از خود او، دارد. البته طبیعی است که شما نگران شرایط مالی رابطه تان باشید، به خصوص اگر او قرار است که همسر آینده تان باشد.
شما می توانید تا حدودی از طریق موقعیت مکانی محل سکونت، مدل ماشین یا حتی شغلی که طرف مقابل تان دارد، شرایط مالی او را  بسنجید اما صحبت کردن در این مورد نیز از ضروریات است، به شرطی که درست مطرح شود. به جای این که مستقیم این سوال را از او بپرسید، بگویید: «من دوست دارم به سفر بروم، اما فعلا شرایط مالی خوبی ندارم. تو چطور؟» با این سوال شما می توانید مکالمه را آغاز کنید و از میان حرف های او به سوالات تان پاسخ دهید اما اگر مستقیم از او بخواهید که در مورد درآمدش برای شما توضیح دهد، مطمئن گارد خواهد گرفت و شما را نیز به پول پرستی متهم خواهد کرد.

رابطه قبلی ات چگونه بود؟

یکی از سوالاتی که ریسک زیادی دارد، در مورد رابطه های گذشته است. اگر چه دانستن آن ضرورتی ندارد اما گاهی حس کنجکاوی ما برانگیخته می شود و می خواهد اطلاعات بیشتری را به دست آورد. اما آیا می دانید که با مطرح کردن این سوال و شنیدن جواب های شریک زندگی تان حس حسادت تان نیز برانگیخته خواهد شد؟ یا حتی ممکن است که او در توضیحات خود به جزییاتی اشاره کند که تا ابد در ذهن تان ماندگار شود و به تبع روی رفتارهایتان تاثیر منفی بگذارد. به همین دلیل بهتر است که حس کنجکاوی تان را کنترل کنید یا حداقل در مورد رابطه های گذشته شریک زندگی تان وارد جزییات نشوید.
در این شرایط آقایان به خوبی نمی توانند تشخیص دهند که دانستن چه چیزهایی شما را خوشحال یا ناراحت می کند یا این که منظور واقعی شما از این سوال چیست، از این رو صادقانه هر چه که بوده را به زبان می آورند. بنابراین قبل از مطرح کردن سوالات خودتان را آماده هر جوابی بکنید در غیر این صورت دور سوالات تان را خط بکشید.

رابطه ما را در ۵ سال دیگر چگونه می بینی؟

این سوال را معمولا زوج هایی که در رابط جدی و بلند مدت به سر می برند، از هم می پرسند. اگر چه حق شماست که در مورد آینده تان بیشتر بدانید اما این سوالی است که اکثر آقایان علاقه ای به جواب دادن آن ندارند از این رو که آنها می دانند با مطرح کردن این سوال شما نه تنها می خواهید آینده تان را تصور کنید، بلکه می خواهید نظر شخص مقابل تان را در مورد او و رابطه محک بزنید.
در این شرایط بهتر است که این سوال را به طور غیر مستقیم و در میان صحبت هایتان مطرح کنید. با این شیوه طرف مقابل تان راحت تر به آن جواب خواهد داد. به عنوان مثال از او در مورد اهداف اش بپرسید: «دوست داری در آینده ای نزدیک کجا زندگی کنی؟» یا «شغل مورد علاقه ات در ۵ سال آینده چیست؟» پس از جواب دادن به این سوالات، نه تنها از برنامه های آینده او بلکه از جایگاه خودتان در رابطه نیز آگاه خواهید شد.

چه زمانی با خانواده ات آشنا شوم؟

این یکی از سوالات بسیار مهم در هر رابطه است که ممکن است عشق زندگی تان به دلایل مختلف از جواب دادن به آن سر باز زند. در واقع در این شرایط تنها موضوع رابطه شما مطرح نیست، بلکه خانواده او نیز نقش اساسی در این تصمیم گیری دارند. بنابراین بهتر است که ابتدا در مورد خانواده او بیشتر بدانید و از شرایط آنها به خوبی آگاه شوید. آیا رابطه طرف مقابل تان با خانواده اش خوب است؟ آیا او به راحتی می تواند با خانواده اش ارتباط برقرار کند؟ برای این که او ساده تر به درخواست شما پاسخ مثبت دهد، بهتر است که خودتان اول پیش قدم شوید و او را به خانواده تان معرفی کنید.

امشب چه غذایی می خوری؟

این سوال به ظاهر ساده ای ست اما گاهی موجب تنش و استرس آقایان می شود. اگر چه شما این سوال را با مهربانی تمام بیان می کنید اما ممکن است که عکس العمل تندی را از جانب طرف مقابل تان ببینید. دلیلش هم خستگی بیش از اندازه اوست. در واقع او کل روز را بیرون از خانه بوده و مغزش انقدر خسته است که دیگر توان فکر کردن به این چیزهای جزیی را ندارد. در این شرایط بهترین کار این است که این سوال را زمانی مطرح کنید که ذهن او خسته نیست.

آیا به نظرت آن دختر زیباست؟

این نوع سوالات بسیار خطرناک اند، از این رو که جواب آقایان هر چه باشد، موجب رنجش و ناراحتی شما می شود. طبیعی است که ما به افراد زیبارو جذب شویم اما این بدان معنی نیست که رابطه ما در خطر است.
روان شناسان اعتقاد دارند که تا جای ممکن از مطرح کردن این سوالات بپرهیزید. البته شرایط خاصی وجود دارد که دانستن جواب این سوالات ضروری است. به عنوان مثال شما با مطرح کردن این موضوع با زاویه دید شریک زندگی تان آشنا می شوید و می فهمید که چه چیزی او را جذب می کند و به تبع می توانید از آن برای بهبود رابطه خودتان کمک بگیرید اما اگر این سوال را بدون هیچ دلیلی می پرسید، بدانید که این موضوع می تواند بحث ها و دلخوری های زیادی را به همراه آورد. پس قبل از مطرح کردن آن دلیلش را از خودتان بپرسید.
در نهایت، قبل از مطرح کردن سوالات بالا برای شریک زندگی تان، به نکاتی که در ادامه برایتان آورده ایم، دقت کنید.
• زمان خوبی را برای صحبت کردن در نظر بگیرید. به عنوان مثال پس از باخت تیم مورد علاقه اش یا بعد از یک روز سخت کاری، زمان خوبی برای صحبت کردن نیست.
• اگر موضوعی که می خواهید در مورد آن صحبت کنید، اهمیت زیادی برایتان ندارد و می توانید به سادگی از آن بگذرید، این کار را بکنید.
• صبور باشید، دست از پیش داوری نیز دست بردارید. پس از پرسیدن سوال تان خوب و با دقت به حرف های طرف مقابل گوش دهید و بدانید که زاویه دید افراد از هم متفاوت است. اگر او نظری خلاف شما دارد، دلیل بر نادرستی آن نیست. پس سعی کنید همان قدر که برای خود ارزش قائل اید، برای نظرات عشق زندگی تان در هر شرایطی نیز ارزش و احترام قائل شوید.

آیا باید خیانت را نادیده بگیرم

آیا باید خیانت را نادیده بگیرم

 خیانت می‌تواند قوی‌ترین رابطه‌ها را نابود کند، اما وقتی پای عشق در میان است، گذشت، راه‌های زیادی را می‌گشاید و رابطه را قوی‌تر می‌کند. این سوال مطرح است: آیا باید خیانت را نادیده بگیرید، ببخشید و رابطه‌ی خود را نجات دهید؟

آیا باید خیانت را نادیده بگیرم

نادیده گرفتن خیانت و سعی در بازیابی اعتماد در رابطه، غیر ممکن نیست، اما ساده هم نیست.

خیانت اصلا مبحث تازه‌ای نیست و قدمت زیادی در روابط دارد. مدتهاست که به نظر می‌رسد مرد‌ها در پستوی ذهن جوامع بشری مجاز به خیانت هستند بدون اینکه عواقبی متوجه‌شان باشد و خیانت آن‌ها معمولا با تئوری‌های تکامل و بیولوژیکی اینگونه توجیه شده است که «مردها» ذاتا و طبیعتا اهل خیانت‌اند! اما در دنیای مدرن امروز، جوامع پیشرفته‌تر چنین رفتاری را مورد نکوهش قرار می‌دهند، زیرا به اهمیت خانواده‌هایی سالم در اساس یک اجتماع پی برده‌اند.

مواجهه با خیانت اصلا کار ساده‌ای نیست و در بسیاری از موارد می‌تواند منجر به پایان یک رابطه بشود. اما اگر علاقه و عشقی میان دو طرف وجود داشته باشد، این رابطه لزوما محکوم به فنا نیست. انتخاب‌ها و تصمیم گیری‌ها بستگی به نگرش افراد دارند و این نگرش می‌تواند اساس گذشت و آشتی را تشکیل دهد.

 

آیا بازیابی یک رابطه بعد از خیانت امکان پذیر است؟

اعتماد، اساس هر رابطه‌ای است که رسیدن به آن نیاز به زمان و تلاش دارد، اما می‌تواند در کسری از ثانیه نابود شود.

این طبیعی است که افراد در واکنش به خیانت رفتار‌هایی مانند انکار، خشم، افسردگی، ناامیدی و پریشانی را از خود بروز دهند، اما بعد از این هیجانات اولیه، وارد مرحله‌ی طرح این معما می‌شوند که آیا باید خیانت را ببخشند و ادامه دهند یا اینکه رابطه را کلا تمام کنند.

برای دادن فرصتی دوباره به فرد خیانت کار، دو مسئله را باید مد نظر داشت:

یک: عشق

و دو: پشیمانی

این دو واقعیت که شما دو نفر همدیگر را دوست دارید می‌تواند پشتوانه‌ای برای واقعیتی دیگر باشد که فرد مقصر عمیقا بابت اشتباهی که مرتکب شده متاسف و پشیمان است و رابطه در سطحی است که دلیل و ارزش کافی برای نجات داده شدن دارد.

با هم گفتگو کنید

ارتباط، کلید یک رابطه‌ی سالم است. با طرف مقابل‌تان بنشینید و حرف بزنید، از احساسات‌تان بگویید و هر مشکلی که احساس می‌کنید در این اتفاق دخیل بوده را به بحث بکشید و تحلیل کنید. ضمن اینکه هیجان و احساسی را کتمان و پنهان نمی‌کنید، منطق و درک‌تان را نیز فعال نگه دارید و اجازه ندهید هیجانات، کنترل شما را به دست بگیرند.

مدتی را دور از هم سپری کنید

هر دوی شما به این زمان نیاز دارید تا به دور از هم، به شرایط فکر کنید و مشکلات‌تان را پیش خود ارزیابی نمایید.

 

تغییراتی ایجاد کنید

شما فریاد قلب‌تان را بروز دادید و احساس‌تان را بیان کردید و به فرد خیانت کار گفتید که در مورد این رفتارش چه فکر و احساسی دارید، اما حالا زمان التیام و حرکت به جلو است. بسته به دلایل خیانت طرف مقابل‌تان، سعی کنید تغییراتی را که رابطه‌تان نیاز دارد ایجاد کنید.

از مشاور کمک بگیرید

اگر با وجود تمام تلاش‌های‌تان هنوز نمی‌توانید با خودتان به یک توافق برسید و خشم و حال بد رهای‌تان نمی‌کند، حتما از یک مشاور خوب در این زمینه کمک بگیرید.

چرا خیانت؟!

هر خیانتی، متغیر‌های خاص خودش را دارد، اما بیشتر افرادی که به همسر خود خیانت می‌کنند، دلایل مشترکی دارند:

افت شور و هیجان به مرور زمان

این احساس که عشق دیگر حاکم بر رابطه نیست، چون شور و هیجان‌های اوایل رابطه و ازدواج دیگر وجود ندارد می‌تواند سبب شود افراد گزینه‌های دیگری را انتخاب کنند.

احساس حقارت و دست کم گرفته شدن

یکی از طرفین احساس می‌کند طرف مقابلش او را دست کم می‌گیرد و آنگونه که سزاوار است به او عشق نمی‌ورزد و احترام نمی‌گذارد، بنابراین برای جبران و تائید ارزش خود در بازار عشق و عاشقی و تقویت اعتماد بنفسش دست به خیانت می‌زند.

یکنواختی

شاید رابطه‌ای به طور کلی خوب و راضی کننده باشد، اما در مرحله‌ای، یکی از طرفین از تکرار و یکنواختی خسته شده و تمایل پیدا می‌کند رابطه‌ی متفاوتی را امتحان کند.

 

آیا نادیده گرفتن خیانت، جنبه‌ی مثبتی هم دارد؟

گاهی درک این موضوع واقعا دشوار است، اما واقعیت این است که خیانت و بی‌وفایی می‌تواند جنبه‌ی مثبتی هم داشته باشد، چون می‌تواند فرصتی ایجاد کند برای شناخت دوباره‌ی همدیگر و احیای رابطه. بعضی از زوج‌ها زندگی دوباره‌ای را شروع می‌کنند و ارتباطی عمیق، با اطمینان و باز و صمیمی ایجاد می‌نمایند که با زندگی و ارتباطی که تا قبل از آن با هم داشتند متفاوت است.

ما انسان‌ها وقتی در آستانه‌ی از دست دادن کسی که دوستش داریم و برای‌مان مهم است قرار می‌گیریم، رابطه‌مان با آن فرد را دوباره ارزیابی می‌کنیم. ضمنا حتی زوج‌هایی که رابطه‌ی جنسی‌شان خالی از شور و هیجان است، گاهی بعد از وارد شدن یک شوک به زندگی‌شان، شور و هیجان‌شان مجددا شعله ور شده و ارتباط عمیق‌تری با هم برقرار می‌کنند. در واقع این، ترس از از دست دادن است که چنین تحولی ایجاد می‌کند.

خیانت می‌تواند دو بُعد داشته باشد: اول آسیب و سرخوردگی و دوم، رشد و خود یابی؛ بنابراین این ممکن است که رابطه‌ای را بعد از خیانت نجات بدهید و مسیر تازه‌ای بسازید. اما یادتان باشد که برای بازیابی یک رابطه، باید هر دو طرف مایل باشند و از ته دل دوست داشته باشند که برای پیوندی دوباره تلاش کنند.



تبلیغات متنی